احمد بن محمد ميبدى

604

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

شده و دين توحيد و اسلام و رسالت محمد مصطفى زير آن نوشته شده ! و درازى آن لوح به اندازه ميان آسمان و زمين و پهناى او به اندازهء ميان خاور و باختر است و قلم آن از نور ! سورهء - 86 - طارق - 17 - آيه - مكى - جزو 30 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بنام خداوند فراخ بخشايش مهربان . 1 - وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ . سوگند به آسمان و به آنچه به شب پيدا مىآيد « 1 » - * - 2 - وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ . چه تو را دانا كرد كه طارق چيست ؟ - * - 3 - النَّجْمُ الثَّاقِبُ . طارق آن ستارهء درخشان است - * - 4 - إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ . هيچ‌كس و هيچ تن نيست مگر آنكه بر او ( از سوى خداوند ) نگهبانى است - * - 5 - فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ . پس آدمى بايد بنگرد كه از چه آفريده شده ؟ - * - 6 - خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ . آفريده شد از آبى افكنده ريخته ! - * - 7 - يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ . كه آن آب از پشت مرد و استخوان سينهء زن بيرون مىآيد ! - * - 8 - إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ . البتّه ، آفريدگار جهان بر برگرداندن و باز بردن آن توانا است - * - 9 - يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ . آن روز روزى است كه پنهانىها را برسند و بازنگرند ! - * - 10 - فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ . ( آن روز ) او را ( كافر ) نه نيروئى كه به آن تاود يا كوشد ! و نه يارى كه او را كمك كند - * - 11 - وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ . سوگند به آسمان با باران و با رفت و برگشت آن ! - * - 12 - وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ . و زمين داراى شكافها و گياه‌ها و درختها و جويها - * - 13 - إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ . ( به همه آنها سوگند ) كه قرآن سخنى است درست و راست - * - 14 - وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ . و سست و گزاف و بيهوده نيست - * - 15 - إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً . و آنان دستانهاى نهانى مىسازند ساختنى - * - 16 - وَ أَكِيدُ كَيْداً . و من هم ( كه خدايم ) كارى نهانى و داستانى مىسازم ساختنى - * - 17 - فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً . پس ( اى محمّد ) كافران را مهلت ده و آنان را اندكى روزگار نگاهدار ! تفسير ادبى و عرفانى سوره 86 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . شادى مؤمنان درين دنيا شنيدن نام خدا و سخن او است . و در آن جهان از ديدار و سلام او است . مؤمن كسى است كه به زبان نام او مىگويد و به جان و دل رضاى او مىجويد و دست از اغيار مىشويد و نسيم گل وصال او مىبويد و در ميدان بندگى او مىپويد و بر زبان حال مىگويد : نام تو مرا مونس و يار است به شب * وز ذكر توأم هيچ نياسايد لب لطيفه : پيرزنى پارسا را گفتند : هنگام مناجات با خدا ما را به دعا ياد دار ، گفت : من بىزارم از وقتى كه مرا با دوست رازى باشد و جز از او مرا چيزى ياد آيد ! اى مسلمانان ، همّت بلند داريد و در راه طلب از زنى كم مباشيد ، بنگريد كه آن پيرزن در علوّ همّت

--> ( 1 ) - نوشته‌اند اين آيه درباره ابو طالب عموى پيغمبر نازل شد وقتى كه در خانه او آمد و با نان و شير از وى پذيرائى فرمود ، ناگهان ستاره‌اى آتشين در آسمان بسوى زمين درخشيد ! ابو طالب ترسيد و پرسيد اين چيست ؟ همان‌دم اين آيه نازل شد كه اين ستارهء طارق است .